دسته‌ها
سریال ترکی محکوم سریال ترکیه ای فرهنگ و هنر

خلاصه داستان قسمت ۷۴ سریال ترکی محکوم mahkum به همراه تصویر


در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۷۴ سریال ترکی محکوم را برای علاقمندان به این سریال قرار داده ایم. برای خواندن این قسمت از سریال ما را همراهی کنید. سریال ترکی محکوم سریالی در ژانر اکشن و درام است که به خوبی توانسته خود را در دل بینندگان و منتقدین جا کند. کارگردان این سریال ولکان کوجاتورک (Volkan Kocatürk) است و بازیگرانی چون اونور تونا، اسماعیل حاجی‌اوغلو و سرای کایا در آن بازی می‌کنند. پخش سریال ترکیه ای محکوم از ۱۴ دسامبر ۲۰۲۱ (۲۳ آذر ۱۴۰۰) از شبکه FOX آغاز شده است. سریال محکوم به صورت دوبله فارسی از شنبه تا چهارشنبه ساعت ۲۱ از شبکه mbc persia و تکرارش روز بعد ساعات ۰۹:۰۰ و ۱۶:۴۵ پخش می شود.

خلاصه داستان قسمت ۷۴ سریال ترکی محکوم mahkum به همراه تصویر
قسمت ۷۴ سریال ترکی محکوم

خلاصه داستان قسمت ۷۴ سریال ترکی محکوم

گریان وقتی با فیرات به کلوپ میرسند به فیرات میگه اون پسر فقط برای تامین مواد به اینجا می آمد فیرات میگه حتماً بار من اطلاعاتی باید داشته باشه سپس پیشش میرن. گریان که اون مرد را می شناسد بهش میگه مواد می خوام بارمن فردی را به او نشان می دهد گریان و فیرات به طرف آن مرد می روند. فیرات در حیاط با او درگیر میشود و کارت دادستانیش را به او نشان می دهد گریان عکس آن مردی را که عزیمت او را مصدوم کرده بود نشان می‌دهد و ازش میپرسه که کجاست اون مرد بهشون میگه توی سرویس بهداشتی هستش. فیرات به اونجا میره و آن مرد را دستگیر میکند. در اتاق بازجویی ازش می پرسد که دلیل حس انتقام عزیمت به او چیه مردی که یک چشم دارد و چشم بند زده میگه من هیچ تقصیری نداشتم و در درگیری و بحث عزیمت با صاحب جواهر فروشی کتک خوردم ازش میپرسه پس چرا میخواد ازت انتقام بگیره اون مرد میگه نمیدونم شاید مربوط به بچه اش باشه ولی من هیچ تقصیری نداشتم سپس میگه اسم جواهر فروش ندیم بود. در زیرزمین باریش از عزیمت میپرسه که چرا میخوای انتقام بگیری عزیمت میگه من همیشه سخت کار کردم تا برای بچه ام حداقل زندگی متوسطی را بسازم یکدفعه دخترم که فقط ۱۰ سال داشت سخت مریض میشه و وقتی به دکتر بردم گفت برای درمانش هزینه زیادی میخواد منم اون موقع ها تو خونه فردی پولدار که جواهر فروش بود کار میکردم و ازش درخواست کمک کردم اما او اعتنایی به من نکرد منم به ناچار رفتم مغازه اش و انگشتر ازش دزدیدم یکی از کارکنانش موضوع را می فهمد و بهش میگه و انگشتر را ازم می گیرد اما من ازش خواهش کردم که انگشتر را بدهد بحث بالا گرفت و یکی از کارکنانش خواست منو بیرون بندازه منم لیوانی برداشتم و زدم تو صورتش و چشمش را از دست داد وقتی افتادم زندان بهم خبر دادن که دختر بچه ۱۰ ساله ام فوت کرده‌

فوکارا به همراه ساشا به طرف جواهر فروشی ندیم می روند تا موقعیت را بسنجند و نقشه شان را بکشند از طرفی دیگه مامی و بکیر به جواهر فروشی رفتند و سعی می‌کنند تا ندیم را قانع کنند و بهش بفهمانند که طعمه باریش هست و قرار است او را بکشند اما ندیم حرف های آنها را باور نمی‌کند و میگه امشب جشن تولد من است و نمیتونم کنسلش کنم درضمن کاری نکردم که قرار باشه برای من اتفاق بیفته! آن ها بهش میگن باشه شما جشن تولدتان را برگزار کنید ما از دور مواظب شما هستیم بکیر و مامی وقتی از جواهر فروشی بیرون میان بکیر از دور ساشا و فوکارا را میبیند سپس آن‌ها را تعقیب می کنند. ساشا و فوکارا راهشان از هم جدا می شود که هر کدامشان به دنبال یک کدام از آنها می رود. بکیر موفق می‌شود ساشا را گیر بیندازد اما ساشا با کتک زدنش از دستش فرار می کند از طرفی دیگه مامی هم فوکارا را اما او هم با کتک خوردن رو زمین می افتد و فوکارا فرار می کند. فیرات به بوگه زنگ می زند که او بهش میگه قرار بود هزینه عمل یکی از افراد خیریه را من جمع کنم اما هنوز نصفشو هم نتونستم. فیرات دلداریش میده و میگه اشکال نداره درست میشه الان باید رو پروژه امشب تمرکز کنیم بعد از قطع تماس جیدا که پیش بوگه بود یادداشت باریش را می بیند و با عصبانیت به بوگه میگه نباید بری اونجا اصلا بهش فکر نکن! ساشا و فوکارا به زیر زمین میرن و با عصبانیت به باریش میگه فیرات و افرادش درباره ندیم همه چیز را فهمیدن باریش میگه اصلا اهمیتی واسم نداره چون نمیتونن جلوی کار ما را بگیرند.

فیرات به افرادش درباره نقشه ای که برای شب کشیده توضیح میده فیرات به بکیر میگه تو باید بری اطراف خانه ی ندیم را زیر نظر داشته باشی و هر چیزی دیدی اطلاع بدی. باریش و افرادش برای عملی کردن نقشه شان آماده می شوند باریش به ایلول میگه نقش اصلی امشب با توعه! حواستو جمع کن حاجی و مامی ماشین ندیم را تعقیب می‌کنند و او را زیر نظر دارند عایشه دوربین های اطراف خانه ندیم را زیر نظر دارد و متوجه یک موتوری میشود عایشه با دیدن ایلول سریع خبر را به بقیه می دهد دفنه میگه باریش ایلول را برای کشتن ندیم انتخاب کرده سپس دستور می‌دهد تا ایلول را بکشند تا نتواند ندیم را بکشد. گریان با شنیدن این دستور عصبی میشه فیرات به مامی زنگ میزنه و بهش میگه که ایلول را تعقیب کند و او را بگیرد دفنه بهشون میگه اگه خواست فرار کنه حق شلیک دارند گریان مخالفت میکنه و با عصبانیت به تراس می رود او برای نجات دادن خواهرش به پلیس زنگ میزنه و گزارش بمب گذاری در آن ناحیه را می دهد ایلول با دیدن پلیس ها از آنجا فرار میکند فیرات متوجه می‌شود که این گزارش زیر سر گریان بوده به خاطر همین پیش او می رود و بهش میگه باید تصمیمتو بگیری و طرفتو مشخص کنی اگه قراره بری سمت خواهرت اخراجت می‌کنم. یک ون سیاه روبروی درب ورودی خانه ندیم می ایستد و افرادی با ماسک باریش یساری از آن ماشین پیاده می شوند مامی و حاجی روبروی آن ها می روند و با اسلحه جلویشان را میگیرند آنها متوجه می‌شوند که تیم تدارکات جشن تولد هستند فیرات کلافه میشه و از این بازی های باریش عصبی میشود….

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس

۰ ۰ آرا

امتیازدهی به مقاله



دسته‌ها
سریال ترکی محکوم سریال ترکیه ای فرهنگ و هنر

خلاصه داستان قسمت ۷۳ سریال ترکی محکوم mahkum به همراه تصویر


در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۷۳ سریال ترکی محکوم را برای علاقمندان به این سریال قرار داده ایم. برای خواندن این قسمت از سریال ما را همراهی کنید. سریال ترکی محکوم سریالی در ژانر اکشن و درام است که به خوبی توانسته خود را در دل بینندگان و منتقدین جا کند. کارگردان این سریال ولکان کوجاتورک (Volkan Kocatürk) است و بازیگرانی چون اونور تونا، اسماعیل حاجی‌اوغلو و سرای کایا در آن بازی می‌کنند. پخش سریال ترکیه ای محکوم از ۱۴ دسامبر ۲۰۲۱ (۲۳ آذر ۱۴۰۰) از شبکه FOX آغاز شده است. سریال محکوم به صورت دوبله فارسی از شنبه تا چهارشنبه ساعت ۲۱ از شبکه mbc persia و تکرارش روز بعد ساعات ۰۹:۰۰ و ۱۶:۴۵ پخش می شود.

خلاصه داستان قسمت ۷۳ سریال ترکی محکوم mahkum به همراه تصویر
قسمت ۷۳ سریال ترکی محکوم

خلاصه داستان قسمت ۷۳ سریال ترکی محکوم

باریش پیش محسن دادا اوغلور میرود محسن بهش میگه از اونجایی که حاجی را نتوانستید بکشید قراردادم را باهاتون فسخ می کنم و دیگه راهمون از هم جداست و همه امکاناتی را که در اختیارتون گذاشتم را پس میگیرم باریش بهش میگه ما مدارکی پیدا کردیم که ثابت میکنه حاجی راه پدرش را پیش نگرفته. او بعد از دیدن مدارک قانع می شود و میگه پس منتظر اسامی بعدی باشین. باریش به بوگه زنگ میزند که متوجه می‌شود او خطش را عوض کرده باریش کلافه می شود و به محسن دادا اوغلور میگه من ازتون یک درخواست شخصی دارم. عایشه عکس کسی که به گریان حمله کرده بود را به فیرات و بقیه نشان می دهد که به سمت مکان محسن دادا اوغلور می رود. فیرات عصبی میشه و میگه پس مشخصه که دادا اوغلور هم به باریش کمک می کند سپس میگه خودم شخصا میرم پیش محسن تا موضوع را بفهمم. بوگه با شماره جدیدش به فیرات زنگ میزند و خبرنگار ها را بهانه می کند و به دروغ میگه خبرنگار ها کلافم کردن و مجبور شدم که شماره ام را عوض کنم سپس قرار سینما را بهش یادآوری می کند فیرات میگه الان راه می افتم و به سمت آنجا میام. فیرات به همراه نازلی به سینما می رسد بچه ها به طرف یک دلقک که بچه های زیادی دورش جمع شدن می‌رود وقتی فیلم شروع می‌شود و به داخل سالن سینما می‌رود اون دلقک اسلحه را در جیبش می‌گذارد و با پوزخند به سالن نگاه میکند وسط فیلم یک دفعه نمایش فیلم قطع میشود و فیلمی از باریش روی پرده سینما به نمایش گذاشته می شود در آن فیلم باریش خطاب به بوگه و جان حرف میزند و به جان می گوید که او زنده است سپس به بوگه میگه تغییر کرده و باریش جدید زن ها را خوشحال می‌کند چون کشتن غرور یک زن مثل کشتن روح یک کودک جنایت است همگی ترسیدن و میخوان فرار کنند اما درها بسته است فیرات با عصبانیت به دلقک نگاه میکند.

بوگه به خودش می‌آید و میبینه که روی کیفش یک یادداشت گذاشته شده و روی کاغذ باریش نوشته فردا شب ساعت یک نصف شب همان جایی که اولین بار همدیگر را بوسیدیم. در زیرزمین باریش میگه باید ایلول اعدام بشه سپس به گوشه‌ای از دیوار می برنش و به تمام مریدانش یک اسلحه می دهد و ازشون میخواد تا به طرف ایلول شلیک کنند آنها اول سرپیچی می کنند اما باریش متقاعدشون میکنه که حقشه و دارند به عدالت عمل می کنند همه آنها قانع می شوند و به طرف ایلول شلیک می کنند اما همه آن تیر ها مشقی بود و باریش فقط می خواسته تا آنها را امتحان کند ساشا تمام اسلحه ها را چک میکند و کسانی که اصلاً شلیک نکرده بودند را می کشد. عزیمت با اینکه شلیک کرده بود اما به طرف ایلول هدف نگرفته بود تا او را نکشد. ایلول حسابی ترسیده ولی از این که زنده مانده حسابی خوشحال است. در دفتر فیرات به همراه همکارهایش در حال چک کردن همان فیلم باریش هستند آنها سعی می‌کنند تا متوجه بشن چیزی از اون فیلم میفهمن یا نه فیرات متوجه میشه که نفر بعدی کسی که میخوان بهش کمک کنند زنی هستش که غرورش جریحه دار شده آنها لیست مریدان باریش را چک میکنند و متوجه میشن که نفر بعدی کسی نیست جز عزیمت فیرات میگه عزیمت چند سال پیش به چشم یک نفر صدمه زده و به خاطر همین بود که به زندان افتاده بود فیرات ازشون میخواد تا آدرس اون شخص را پیدا کنند. باریش در خواب میبیند که فیرات زیر زمین را پیدا کرده و در حال دستگیری اوست و از ترس از خواب می پرد.

وقتی چشمانش را باز میکند ایلول را میبیند که دستش را روی گلویش گذاشته او حسابی می ترسد که ایلول بهش میگه من ازت خوشم اومده و عاشقت شدم باریش میگه بهتره به او امیدوار نباشه چون قلبش فقط برای یه نفر می تپد همان موقع ساشا از راه میرسد و ایلول از اونجا میره. محسن دادا اوغلور به رستوران می رود حاجی در حال پذیرایی کردن از اوست دادا اوغلور با طعنه به حاجی درباره کارهای پدرش میگه حاجی متوجه میشه محسن بهش میگه باید مواد مخدر پدرت از بین بره و گرنه پسر باید تقاص پدر را بدهد همان موقع فیرات به آنجا میاد و با دیدن آنها سر میز شام می رود. فیرات با طعنه به دادا اوغلور میگه که فهمیده به باریش کمک می کرده اما او انکار می کنه و می گه اصلاً باریش را نمی شناسد سپس به حاجی هشدار می دهد که باید مواد مخدر پدرش از بین برود وگرنه او باید تقاص پس بدهد و از آنجا می‌رود. حاجی به شدت عصبانی می شود. جان در خانه با بوگه دعوا می کند و با عصبانیت ازش میپرسه که چرا زنده بودن پدرش را ازش مخفی کرده بود و باهاش قهر میکند نازلی پیشش میره و میگه الان به جای این عصبانیت باید خوشحال باشی که پدرت زنده است منم خیلی دلم واسه مادرم تنگ شده و آرزو می کنم که یکی بیاد و بگه زنده است. او حرفهای آنها را میشنود و متاثر می شود. گریان به فیرات زنگ میزنه و میگه ادرسی از کسی که عزیمت بهش صدمه زده بود را پیدا کردن سپس به همراه فیرات به یک کلوپ میروند…..

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس

۰ ۰ آرا

امتیازدهی به مقاله



دسته‌ها
سریال ترکی محکوم سریال ترکیه ای فرهنگ و هنر

خلاصه داستان قسمت ۷۲ سریال ترکی محکوم mahkum به همراه تصویر


در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۷۲ سریال ترکی محکوم را برای علاقمندان به این سریال قرار داده ایم. برای خواندن این قسمت از سریال ما را همراهی کنید. سریال ترکی محکوم سریالی در ژانر اکشن و درام است که به خوبی توانسته خود را در دل بینندگان و منتقدین جا کند. کارگردان این سریال ولکان کوجاتورک (Volkan Kocatürk) است و بازیگرانی چون اونور تونا، اسماعیل حاجی‌اوغلو و سرای کایا در آن بازی می‌کنند. پخش سریال ترکیه ای محکوم از ۱۴ دسامبر ۲۰۲۱ (۲۳ آذر ۱۴۰۰) از شبکه FOX آغاز شده است. سریال محکوم به صورت دوبله فارسی از شنبه تا چهارشنبه ساعت ۲۱ از شبکه mbc persia و تکرارش روز بعد ساعات ۰۹:۰۰ و ۱۶:۴۵ پخش می شود.

خلاصه داستان قسمت ۷۲ سریال ترکی محکوم mahkum به همراه تصویر
قسمت ۷۲ سریال ترکی محکوم

خلاصه داستان قسمت ۷۲ سریال ترکی محکوم

فیرات و حاجی به مغازه محسن می‌روند تا درباره تصویر اون فقیر در دوربین که اکثر مواقع اونجا بوده ازش سوال بپرسند باریش و رافیع پیش محسن هستند. وقتی دستیارش به اونجا میاد و به محسن اطلاع می‌دهد که فیرات و حاجی برای دیدن او آمدند رافیع سریعاً از آنجا فرار می کند اما باریش می خواهد آن جا بماند و پنهان می شود. فیرات و حاجی به آنجا می آیند حاجی فیرات و محسن را با همدیگه آشنا می‌کند و شروع می‌کند به تعریف کردن از محسن. فیرات عکس آن پیرمرد را در دوربین بهش نشون میدهند و ازش میپرسند این شخص کی هستش و چه ارتباطی با باریش یساری دارد محسن میگه این اسمش صفر هستش و ارتباطی با باریش یساری ندارد حتی خودش هم او را نمی شناسد سپس سالن غذاخوری را بهشون نشون میدهد و میگه من اینجا روزانه به نیازمندهای زیادی غذا میدم. باریشپیش ساشا میرود ساشا بهش میگه فردی جدید پیام داده و میخواد عضو تیم ما بشه باریش با آن شخص که گریان هست چت می کند فیرات به جای گریان با باریش صحبت میکنه و میگه از طرف برادرم و پدرم رو دست بدی خوردم و می خوام انتقاممو ازشون بگیرم باریش بهش آدرس میدهد و ازش میخواد شب به اونجا بره. گریان به پارک می رود آنجا یک گل فروش پیشش میره و آدرسی را بهش میده تا به آنجا برود به همین صورت چند بار آدرسش را عوض میکند و در آخر رافیع به دنبالش می آید و میگه تو امتحان قبول شده ساشا که آنها را زیر نظر داشته متوجه می شود فیرات هم داره تعقیب میکنه افراد باریش با اسلحه آنها را تهدید میکنند و به یک انبار میبرند که عده ای با ماسک باریش یساری رو صورتشون در حال رقصیدن هستن. باریش روبروی فیرات می ایستد که فیرات عصبانی می شود و او را قاتل می خواند.

باریش به فیرات میگه حالا که نزاشتی عدالت برقرار بشه و مانع کشته شدن علی رضا شدی این کار را باید خودت تمام کنی سپس گریان را به تخت می بندند و علیرضا را به آنجا می آورند و ازش می خواند تا همان بلایی که سر ایلول آورده با او هم همان کار را بکند سپس به فیرات میگه اگه فکر می کنی کار نادرستیه خودت علیرضا را بکش سپس اسلحه ای به طرفش پرت می کند. فیرات اسلحه را برمی‌دارد و سریعاً به دستبند گریان شلیک می‌کند تا قفلش باز شود و ازش میخواد تا فرار کنند سپس فریاد می زند که هیچکسی نمی میره و همه باید تو دادگاه به سزای اعمالشان برسند باریش سریعاً به علیرضا شلیک می کند و او را می کشد و از آنجا فرار می کنند. بکیر به همراه مامی و دیگر نیروهای پلیس به دنبال فیرات و گریان می گردد اما اثری از آنها پیدا نمی کند. فیرات و گریان به خانه رفتن، گریان گریه می کند و میگه تو زندگیم همش به این فکر میکردم که از ایلول محافظت کنم اما الان او به طرف باریش رفته و راه اورا داره ادامه میده. ایلول در زیر زمین با ساشا جر و بحث می کند که چرا به جای اینکه خودش علیرضا را بکشد علیرضا رو کشته سپس اسلحه به طرف او می گیرد ساشا از سرکشی ایلول کلافه شده همان موقع باریش از راه میرسد و به ایلول میگه که او بهش دستور داده بود تا علیرضا را بکشد سپس اسلحه را ازش می گیرند ساشا او را کتک میزند و باریش دستور می دهد که ایلول را از آنجا ببرند. آخر شب فیرات پیش بقیه دوستانش می رود و بهشون میگه باید شبانه روز کار کنیم تا بتوانیم مخفیگاه فراری ها را پیدا کنیم مامی میگه من این منطقه را زیر و رو کردم هیچ جای مخفی نداره که رفته باشم اونجا فیرات میگه باید خانواده های فراری ها را زیر نظر بگیریم شاید اینجوری سرنخ پیدا کنیم.

فردای آن روز نازلی پیش پدرش می رود و ازش میخواد که مثل همیشه موهایش را ببافد اما فیرات هرچی فکر میکنه یادش نمیاد که چه جوری موهایش را می بافته و کلافه میشه و به طرف خانه راهی میشن و از بوگه میخواد تا اون موهای نازلی را ببافد. آنها وقتی باهم تنها میشن بوگه به فیرات میگه از ترس اینکه جان چیزی درباره پدرش باریش نفهمد تلویزیون را روشن نمی کنم سپس فیرات ازش میپرسه که خبر جدیدی درباره باریش دارد یا نه بوگه میگه نه خبری نیست و تماس اخیرش را از فیرات پنهان میکند آنها با هم دیگه به طرف مدرسه راهی میشن تا بچه هایشان را آن جا بگذارند. یک نفر از دور دربین را در کلاه موتورسیکلت می‌گذارد و به طرف فیرات و بقیه می گیرد باریش آنها را می بیند وقتی بوگه به خانه برمیگردد باریش بهش زنگ میزنه و ازش میخواد تا به جان بگه که پدرش زنده هستش اما بوگه مخالفت می کنه و ازش میخواد تا ازشون دور بمونه چون آنها یک زندگی جدیدی را شروع کردن مامی در اتاق بازجویی در حال بازجویی کردن از افرادی هستش که طرفدار باریش شدن و در فضای مجازی از آنها طرفداری می کنند. فیرات به مامی میگه تمام تلاششو بکنه که شاید از این طریق چیزی دستگیرشان بشود و بتوانند سرنخی گیر بیاورند. باریش در زیر زمین به ساشا و رافیع میگه که تمام افراد را جمع کنند تا ایلول را محاکمه کند ساشا به باریش میگه محسن میخواد هر جور شده حاجی را پیدا کند و گیر بیندازد و میخواد باهات ملاقات کنه سپس تاکید می کند که ما به محسن احتیاج داریم و نباید از دستش بدیم….

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس

۰ ۰ آرا

امتیازدهی به مقاله



دسته‌ها
سریال ترکی محکوم سریال ترکیه ای فرهنگ و هنر

خلاصه داستان قسمت ۷۱ سریال ترکی محکوم mahkum به همراه تصویر


در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۷۱ سریال ترکی محکوم را برای علاقمندان به این سریال قرار داده ایم. برای خواندن این قسمت از سریال ما را همراهی کنید. سریال ترکی محکوم سریالی در ژانر اکشن و درام است که به خوبی توانسته خود را در دل بینندگان و منتقدین جا کند. کارگردان این سریال ولکان کوجاتورک (Volkan Kocatürk) است و بازیگرانی چون اونور تونا، اسماعیل حاجی‌اوغلو و سرای کایا در آن بازی می‌کنند. پخش سریال ترکیه ای محکوم از ۱۴ دسامبر ۲۰۲۱ (۲۳ آذر ۱۴۰۰) از شبکه FOX آغاز شده است. سریال محکوم به صورت دوبله فارسی از شنبه تا چهارشنبه ساعت ۲۱ از شبکه mbc persia و تکرارش روز بعد ساعات ۰۹:۰۰ و ۱۶:۴۵ پخش می شود.

خلاصه داستان قسمت ۷۱ سریال ترکی محکوم mahkum به همراه تصویر
قسمت ۷۱ سریال ترکی محکوم

خلاصه داستان قسمت ۷۱ سریال ترکی محکوم

مامی در حال بازجویی کردن از یک نفر از تا بتواند به کمک آن آدرس خانه علیرضا را پیدا کند عایشه پیش فیرات رفته و بهش میگه دارو دسته باریش یه سایت دارن که اونجا تاریخ انتقام گیریشونو ثبت می کنند. فیرات با کلافگی به ساعت دستش نگاه می‌کند و میگه زمان زیادی برای پیدا کردن آدرس خونه علیرضا نداریم همان موقع مامی از اتاق بیرون میاد و آدرس خانه علیرضا را بهش میده. شب باریش و ایلول به خانه علیرضا میرن و اونجا باریش با چوب ضربه محکمی به علیرضا میزند سپس چوب را به ایلول میده و میگه حالا نوبت توعه! انتقامتو بگیر ازش بکشش! فیرات و مامی بعد از چند دقیقه به خانه علیرضا می رسند فیرات با دیدن چوب بیسبال خونی یاد قتل ملیکه توسط باریش می‌افتد فیرات به طبقه بالا می رود که آنجا زنی را می بیند که دست و پایش به تخت بسته شده فیرات با دیدنش به یاد می آورد که او را در رستوران دیده بوده و عصبانی می شود و بهش میگه که فهمیده او را تعقیب می کرده اون زن بهش میگه من دنبال خواهرم ایلول بودم تا از دست باریش نجاتش بدم به خاطر همین علیرضا را زودتر پیدا کردم اما وقتی اومدم همان موقع باریش و ایلول هم رسیدند و باریش کار علیرضا را تمام کرد. فیرات به مامی میگه تا اون زن را دستگیر کنند اون زن بهشون میگه من از همه چیز خبر دارم حتی هدف بعدی را هم می دونم کیه فردی به اسم حاجی آلاگوز. فیرات با شنیدن این اسم شوکه میشه. حاجی میخواد مغازه اش را ببندد که فردی با چهره‌ای فقیرانه به اونجا میره حاجی با دیدن او ازش میخواد تا به داخل بیاید و بهش غذا بدهد همان موقع فیرات به حاجی زنگ می‌زند و ازش میخواد تا حسابی مواظب خودش باشد و ماجرا رو میگه از طرفی اون مرد بلافاصله ماسک باریش یساری را به چهره اش می زند و اسلحه را به طرفش می گیرد حاجی حسابی جا می خورد.

باریش پیش محسن رفته و بهش میگه که علیرضا مجروح شد نتونستیم کارشو یکسره کنیم فیرات از راه رسید و مجبور شدم بیارمش اینجا سپس محسن ازش میپرسه کسی که من بهت گفته بودم چی شد؟ باریش میگه اون باید دیگه تا الان مرده باشه سپس ازش میپرسه که چرا با حاجی آلاگوز دشمنی داره محسن میگه آلاگوز ها تو کار پخش مواد مخدر بودند بین تمام جوان ها باریش توی این موضوع شک داره و ازش میپرسه که از کجا میدونه! محسن میگه پدر حاجی را می شناختم رئیس شون بود و حالا که اون نیست حتماً پسرش این کار را ادامه می‌دهد. فیرات و مامی به موقع به رستوران می رسند و موفق می شوند که جلوی شلیک را بگیرند و حاجی را نجات بدهند آنها آن پسر را که اسمش اوموت هست دستگیر می کنند آن زن با طعنه به فیرات میگه باید الان از من تشکر کنی به خاطر اینکه جون دوستتو نجات دادم وقتی خبر زنده بودن حاجی به گوش محسن می رسد حسابی عصبانی میشود و سریعاً به باریش زنگ می زند محسن با باریش دعوا می کند که نتوانسته حاجی را بکشد. باریش بهش میگه ایندفعه نتوانستیم ولی مطمئن باش که موفق میشیم. فیرات به همراه مامی و عایشه به دفتر کارشان میرود وقتی متوجه می‌شود که توانستند جلوی دو تا قتل را بگیرند متحیر می شود و تحسینشون میکند عایشه پرونده اطلاعات اون زن را به فیرات میدهد فیرات با خواندن اطلاعات به طرف اتاق بازجویی میرود سپس با طعنه به اون زن میگه که همه چیز را درباره اش میدونه اون میگه من خواهر ایلول هستم و از بچگی بدون پدر و مادر بزرگ شدیم.

سپس میگه من با یکسری کلاهبردار همکاری می کردم و کارهای اجرایی آنها را انجام میدادم و هیچ وقت عملاً دزدی یا کلاهبرداری نکردم سپس دستاشو جلو می آورد و به فیرات اشاره می کند که او را دستگیر کند اما فیرات بهش میگه من یک شانس بهت میدم اونم اینکه در ازاش به من کمک کنی و تو گروه من باشی اون زن قبول میکنه و فیرات به همراه او از اتاق بیرون میاد و به افراد گروه او را به عنوان عضو جدید شان معرفی می کند. دفنه از اینکه فیرات افراد نادرستی را برای این کار انتخاب می‌کند حسابی عصبانی میشود مامی و فیرات اوموت را به اتاق بازجویی می برند آنها تلاش می‌کنند تا از زیر زبانش حرف بکشن بیرون و متوجه بشن که باریش کجا پنهان شده از آنجایی که او اصلا حرفی نمی‌زند مامی عصبی میشود و میخواد به طرفش حمله کند اما فیرات جلویش را می‌گیرد و برای اینکه کمی آرام شود او را از اتاق بیرون می برد. اوموت طبق قوانینی که باریش برایشان گذاشته بود برای اینکه نتوانند از او حرفی بیرون بکشند گردن خودش را می شکند و می میرد فیرات از این حرکتش حسابی شوکه می شود. او به طرف خانه بوگه می رود تا نازلی را بردارد وقتی از آنجا می رود باریش به بوگه زنگ می زند. بوگه با دیدن شماره ناشناس حدس می زند که باریش باشد و بعد از جواب دادن تلفنش بهش میگه میدونستم و حدس زده بودم که تو باشی به خاطر همین برداشتم تا بهت بگم دست از سر زندگی من و پسرم بردار اما باریش میگه من بالاخره دوباره دل تورو به دست می‌آورم. عایشه به فیرات میگه یه اکانت برای گریول درست کردم که با اون با باریش در ارتباط باشیم…

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس

۰ ۰ آرا

امتیازدهی به مقاله



دسته‌ها
سریال ترکی محکوم سریال ترکیه ای فرهنگ و هنر

خلاصه داستان قسمت ۷۰ سریال ترکی محکوم mahkum به همراه تصویر


در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۷۰ سریال ترکی محکوم را برای علاقمندان به این سریال قرار داده ایم. برای خواندن این قسمت از سریال ما را همراهی کنید. سریال ترکی محکوم سریالی در ژانر اکشن و درام است که به خوبی توانسته خود را در دل بینندگان و منتقدین جا کند. کارگردان این سریال ولکان کوجاتورک (Volkan Kocatürk) است و بازیگرانی چون اونور تونا، اسماعیل حاجی‌اوغلو و سرای کایا در آن بازی می‌کنند. پخش سریال ترکیه ای محکوم از ۱۴ دسامبر ۲۰۲۱ (۲۳ آذر ۱۴۰۰) از شبکه FOX آغاز شده است. سریال محکوم به صورت دوبله فارسی از شنبه تا چهارشنبه ساعت ۲۱ از شبکه mbc persia و تکرارش روز بعد ساعات ۰۹:۰۰ و ۱۶:۴۵ پخش می شود.

خلاصه داستان قسمت ۷۰ سریال ترکی محکوم mahkum به همراه تصویر
قسمت ۷۰ سریال ترکی محکوم

خلاصه داستان قسمت ۷۰ سریال ترکی محکوم

باریش به زیر زمین پیش ساشا و رافیع و زندانی های فراری می رود و برای زندانی ها سخنرانی می کند و میگه باید انتقاممونو بگیریم و همه کسانی که باعث شدند ما به زندان بیفتیم به سزای اعمالشان اونجوری که لیاقتشان هست برسند. مریدان باریش به خیابان ها می ریزند و شروع می کنند به شعارنویسی روی در و دیوار ها آنها در سطح شهر ایجاد رعب و وحشت می کنند و همه جا از خودشان ردی به جا میگذارند شعار آنها این است (عدالت کجاست هنوز مشخص نیست.) فیرات به همراه بوگه به دیدن دفنه می رود فیرات به دفنه میگه پشت همه این کارها خود باریش یساری هستش او هنوز زنده است و نمرده. او ابتدا حرفش را باور نمیکنه اما بوگه حرفهای فیرات را تایید میکند و از فیرات میخواد تا لباس دادستان را بپوشد و به سر کارش برگردد چون فقط او میتونا با باریش یساری در بیفته. فیرات میگه من سه شرط دارم برای اینکه این پرونده را قبول کنم اول از همه اینکه لباس دادستان را نمی پوشم و به صورت رسمی به این پرونده رسیدگی نمی کنم دوم از اینکه خودم یه تیم تشکیل می دهم با افرادی که خودم انتخابشون می کنم و سوم اینکه من فقط به مدت سه ماه روی این پرونده کار می کنم نه بیشتر. سپس فیرات به یاد می آورد وقتی پیش دکتر رفته بود بهش گفته بود که سه ماه آینده حافظه ات را از دست میدی حتی دیگه دخترتو هم به یاد نمی آوری. در زیرزمین رافیع به باریش میگه شخصی به نام محسن از زندان آزاد شده و می خواد باهات ملاقات کنه او قرار است بهمون کمک کنه و رابطه ما با دنیای بیرون بشه باریش قبول میکند. حاجی کبابی راه انداخته و فیرات برای دیدنش به آنجا می رود او درباره گروهی که قرار است بسازد تا باریش را گیر بیندازند باهاش صحبت می کنه و ازش می خواهد تا به گروهش بپیوندد بعد از آنجا به دفتر کار جدیدش پیش دفنه میرود.

او دختری به نام عایشه را برای کمک به کارهای سایبری پیشنهاد و معرفی می کند دفنه بهش میگه عایشه دختری کم تجربه و کم سن و سال هستش اما فیرات میگه او خیلی باهوش و زرنگه و در ضمن یادت که نرفته قرار بود افراد تیممو خودم انتخاب کنم! دفنه از فیرات میپرسه که از بخش کلانتری چه کسی را انتخاب کرده فیرات میگه مامی. مامی از آنجایی که شوهر دفنه هستش و در حال جدا شدن و طلاق گرفتنن عصبی میشه و مخالفت میکنه فیرات بهش میگه مامی دیوانه هستش و همین ویژگی او به درد کارش می خورد دفنه نظرش عوض نمی شه و به شدت مخالفت میکند ولی فیرات اصلاً بهش اعتنایی نمی کند. فیرات با مامی در یک رستوران قرار میگذارد و درباره تیمش با او صحبت میکنه و ازش میخواد تا به تیمش بپیوندد اما او قبول نمیکنه فیرات از قصد اسم دفنه را می آورد و میگه او باهام مخالفت می کرد و میگفت میدونست که تو نمیای و به درد این کار نمیخوری مامی با شنیدن این حرف قبول می کنه فیرات خوشحال میشه. رافیع و باریش از در فاضلاب به بیرون میرن تا به مغازه محسن در بازار بروند. آنها کمی درباره کار صحبت می کنند و محسن بهشون میگه من هم عدالتی که شما میگین را قبول دارم و باید افراد نادرست از بین بروند تا افراد راستگو و درستکار بتوانند به خوبی زندگی کنند. محسن لیستی را به باریش میدهد و ازش میخواد تا آنها را بکشد باریش قبول می کند نازلی در خانه طبق گفته فیرات در حال فیلم گرفتن از خودش هست و اتاق جدیدش را در فیلم نشان میدهد فیرات در حیاط نشسته نازلی پیشش میره و بهش میگه امروز یادت رفته بود بیای دنبال من او حسابی ناراحت میشه و به خودش میگه نباید دخترمو از یاد ببرم.

جیدا از بوگه می پرسد که چرا خانه ی نزدیک خانه فیرات گرفته بوگه میگه تنها کسی که میتونه از من و جان در برابر باریش محافظت کنه فیرات هستش. فیرات میخواد به سرکار بره که نازلی را پیش بوگه می گذارد ساشا در زیرزمین با افراد شان حرف می زند سپس تیراندازی یاد میدهد ایلول مخالفت میکنه و میگه من همچین کاری نمیتونم انجام بدم اما ساشا میگه نباید از دستورات سرپیچی کنید و هر کاری که بهتون گفتیم باید انجام بدین وگرنه مجازات میشین. دفنه وقتی مامی را می بیند عصبی میشود و به فیرات میگه من با این یک کلمه هم صحبت نمیکنم. ‏فیرات برای افرادش شروع میکنه به حرف زدن و میگه دارودسته باریش همشون زندانی های فراری هستند مشخصه آنها برای خودشان دادگاهی برگزار کردند تا تمام آنهایی که باعث شدند به زندان بیفتند را مجازات کنند سپس عکس ایلول را نشان میدهد و میگه این دختر به جرم اینکه کسی که میخواسته بهش تجاوز کنه را مجروح کرده بود و چون مدرکی نداشت برای اثبات حرفش به زندان افتاد و به احتمال زیاد آنها پیش علیرضا کسی که به ایلول تجاوز کرده بود می‌روند تا انتقام ایلول را بگیرند. ساشا و رافیع پیش زندانی ها میروند و بهشون میگن که باریش یک نفر را برای شروع عدالت انتخاب کرده و سپس ایلول را صدا میزند ایلول وقتی پیش باریش می رود استرس گرفته و میگه من نمیتونم این کارو بکنم باریش دلداریش میده و میگه نگران هیچ چیزی نباش ما پشتتیم محسن در طبقه پایین مغازه اش غذاخوری برای افراد نیازمند و فقیر درست کرده سپس یادداشتی به یک فقیر می دهد تا از طریق لوله ای به زیر زمین بفرستد. رافیع با دیدن نوشته میگه باید برای شروع عملیات آماده بشیم….

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس

۰ ۰ آرا

امتیازدهی به مقاله



دسته‌ها
سریال ترکی محکوم سریال ترکیه ای فرهنگ و هنر

خلاصه داستان قسمت ۶۸ سریال ترکی محکوم mahkum به همراه تصویر


در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۶۸ سریال ترکی محکوم را برای علاقمندان به این سریال قرار داده ایم. برای خواندن این قسمت از سریال ما را همراهی کنید. سریال ترکی محکوم سریالی در ژانر اکشن و درام است که به خوبی توانسته خود را در دل بینندگان و منتقدین جا کند. کارگردان این سریال ولکان کوجاتورک (Volkan Kocatürk) است و بازیگرانی چون اونور تونا، اسماعیل حاجی‌اوغلو و سرای کایا در آن بازی می‌کنند. پخش سریال ترکیه ای محکوم از ۱۴ دسامبر ۲۰۲۱ (۲۳ آذر ۱۴۰۰) از شبکه FOX آغاز شده است. سریال محکوم به صورت دوبله فارسی از شنبه تا چهارشنبه ساعت ۲۱ از شبکه mbc persia و تکرارش روز بعد ساعات ۰۹:۰۰ و ۱۶:۴۵ پخش می شود.

خلاصه داستان قسمت ۶۸ سریال ترکی محکوم mahkum به همراه تصویر
قسمت ۶۸ سریال ترکی محکوم

خلاصه داستان قسمت ۶۸ سریال ترکی محکوم

شب بوگه سرزده با جان به خانه فیرات میروند آنجا بهش میگه این روزها جان از نظر روحی و روانی حال خیلی خوبی نداره و تنها کسی که حوصله اش را دارد و حالشو خوب میکنه نازلی هستش. فیرات بهش میگه خوب کاری کردی که آوردیش اینجا سپس بوگه از فیرات تشکر میکنه که بهشون اهمیت میده و نگران حالشون است. فیرات به بوگه میگه باریش داره تظاهر میکنه که از نظر روانی مریضه تا به بیمارستان روانی منتقلش کنند که از اونجا به کمک ساشا و رافیع فرار کنه! او چیزی نمیگه و در سکوت تو فکر فرو میره. فردای آن روز دریا در دادگستری پیش فیرات میرود و بهش میگه که هر جا رو گشتیم ساشا و رافیع را پیدا نکردیم سپس ازش درباره نتیجه کمیسیون می پرسد فیرات میگه امروز قراره تشکیل بشه سپس ادامه میده که امروز قرار است پاشا به اینجا بیاید برای معرفی کردن خودش تا من تبرئه اش کنم دریا قبول میکند. خان بابا به همراه پاشا قنبر و حاجی به جنگل میروند سپس به طرف جایی می روند که پاشا به همراه قنبر پول هایش را پنهان کرده بود. در بیمارستان روانی کمیسیون تشکیل می شود و باریش روبه روی دکتر ها مینشیند و در طرف دیگه فیرات نشسته است. باریش ابتدا به دکترها میگه که من ساواش را میبینم اما آنها حرف هایش را باور نمی کنند تا اینکه باریش دوباره توهم ساواش را میزند و شروع میکند باهاش صحبت کردن فیرات و دکترها با دیدن رفتارهای عجیب و غریب باریش تعجب می کنند سپس میگن که باید باریش یه مدتی تحت نظر درمانی قرار بگیرد. دریا به فیرات زنگ میزنه و میگه که هنوز پاشا برای معرفی کردن خودش نیومده فیرات میگه نگران نباش اون به زودی میاد کمی دیگه منتظر بمون. پاشا به همراه رفقایش چمدان پول ها را پیدا می کند اما با باز کردن درش اثری از پول ها نمی بیند او با یک یادداشت روبه‌رو می‌شود که ساشا گفته پول‌ها را آن برداشته پاشا به خاطر می‌آورد و میگه که حتماً یادگار جای پول ها را به رافیع گفته بوده.

پاشا به شدت عصبانی می شود و بهشون میگه این پول از طریق پولشویی دارودسته سینیور به دست آمده بود حتی به خاطر دزدیده شدن پول هایم نمیتونم برم شکایت کنم ! حاجی فکری به سرش میزنه و میگه سریع سوار ماشین بشین تا بریم. چند روز بعد مامور های پلیس باریش را برای شروع روند درمانش به بیمارستان روانی ها منتقل می کنند. در حالی که دهانش هنوز با پوزبند بسته است بوگه به آنجا می آید که باریش با دیدن او حسابی عصبانی میشه. باریش به بیمارستان منتقل می‌شود و او را به تختی می بندند فیرات در حیاط بیمارستان به دریا میگه باید خیلی مراقب باشیم چون حتما ساشا و رافیع برای فراری دادن باریش حتما میان باید چهار چشمی اتاقش را زیر نظر داشته باشیم. حاجی و خان بابا به آدرس رافیع که فیرات بهشون داده بود میرن تا آنها را زیر نظر داشته باشند و تعقیبشان کنند. ساشا و رافیع با چمدان پر از پول از خانه بیرون میان و راهی میشن. ساشا به رافیع میگه باید قبل از تزریق داروها به باریش او را فراری بدم چون اگه داروها رو بخوره یا بهش تزریق کنند میخوابه و دیگه نمیتونم فراریش بدم. حاجی با لباس های تعمیرات راه رافیع و ساشا را می بندند سپس با اسلحه به طرف رافیع میره و ازشون میخواد تا کیف پول را پس بدن سپس با ضربه‌ای رافیع را بیهوش میکند از طرفی پاشا طرف ساشا میره و کیف پول را به زور ازش میگیره و تیری به کف دست ساشا میزند سپس از آنجا به سرعت میرود.

دکتر و پرستار ها به اتاق باریش می روند و می خوان که بهش داروها را تزریق کنند اما باریش که منتظر ساشاست تا از آنجا فرار کنه سر و صدا میکنه و ازشون میخواد تا دارویی بهش تزریق نکنند اما موفق نمی شه و بعد از تزریق شدن داروها بیهوش میشود. ده روز بعد؛ فیرات به همراه دوستانش در حیاط خانه‌اش نشستن و حسابی خوش میگذرونن او تمام دوستانش را تبرئه کرده و دیگه فراری نیستند باریش به هوش می‌آید و بوگه را کنار تختش میبیند بوگه بهش میگه که ده روز بیهوش بوده و قسمت اعظم درمانش طی شده از این به بعد دز داروهایش کم میشود. بکیر به عنوان دستیار فیرات در دادگستری مشغول به کار شده او به فیرات میگه بنا به درخواست بوگه قبر تومریس باز شده اما جنازه در آن نبوده فیرات از اینکه زاهد جنازه را برداشته تا نتواند او را دستگیر کند عصبی میشود. دادستان کل با فیرات تماس می‌گیرد و خبر میدهد که قرار است امروز پزشک ارشد بره و باریش را معاینه کند فیرات سریعاً به یکی از کارکنان بیمارستان زنگ می‌زند و جویای احوال باریش میشود پزشک ارشد به اتاق باریش می رود تا او را معاینه کند همان موقع ساشا در لباس پرستار وارد اتاق میشود و با سرنگ پزشک ارشد را بیهوش میکند سپس باریش را فراری میدهد. رافیع هم در حیاط بیمارستان ایستاده و کشیک می‌دهد وقتی فیرات به همراه بوگه به بیمارستان می رسند متوجه میشوند که باریش در اتاقش نیست باریش به همراه ساشا و رفیع با آمبولانس از آنجا فرار کردند فیرات و بوگه آمبولانس را تعقیب می کنند و سریعاً به دریا زنگ میزند و ازش میخواد تا با نیروهای پلیس او را گیر بندازن. دریا آمبولانس را پیدا می کند و با ماشین جلویش می پیچد….

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس

۰ ۰ آرا

امتیازدهی به مقاله



دسته‌ها
سریال ترکی محکوم سریال ترکیه ای فرهنگ و هنر

خلاصه داستان قسمت ۶۵ سریال ترکی محکوم mahkum به همراه تصویر


در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۶۵ سریال ترکی محکوم را برای علاقمندان به این سریال قرار داده ایم. برای خواندن این قسمت از سریال ما را همراهی کنید. سریال ترکی محکوم سریالی در ژانر اکشن و درام است که به خوبی توانسته خود را در دل بینندگان و منتقدین جا کند. کارگردان این سریال ولکان کوجاتورک (Volkan Kocatürk) است و بازیگرانی چون اونور تونا، اسماعیل حاجی‌اوغلو و سرای کایا در آن بازی می‌کنند. پخش سریال ترکیه ای محکوم از ۱۴ دسامبر ۲۰۲۱ (۲۳ آذر ۱۴۰۰) از شبکه FOX آغاز شده است. سریال محکوم به صورت دوبله فارسی از شنبه تا چهارشنبه ساعت ۲۱ از شبکه mbc persia و تکرارش روز بعد ساعات ۰۹:۰۰ و ۱۶:۴۵ پخش می شود.

خلاصه داستان قسمت ۶۵ سریال ترکی محکوم mahkum به همراه تصویر
قسمت ۶۵ سریال ترکی محکوم

خلاصه داستان قسمت ۶۵ سریال ترکی محکوم

فیرات به دادگاه تو اتاق دادستان کل میره و ازش به خاطر تهمت هایی که زده شده و گشتن خانه اش به جرم پناه دادن به فراری ها گلگی میکنه دادستان کل ازش عذرخواهی میکنه. سینیور به زاهد زنگ میزنه و میگه اگه فیرات به همین رویه اش ادامه بده متوجه همه چیز میشه و همه ی ما تو دردسر می افتیم زاهد میگه خیالت راحت فیرات هیچ مدرکی نداره سینیور با طعنه بهش میگه از کجا معلوم شاید بوگه همونجوری که باریش را لو داد ما را هم لو بده و تلفنو قطع میکنه، زاهد با شنیدن این حرف شوکه میشه. فیرات به بوگه زنگ میزنه و میگه نزدیک خانه تان چند تا مامور گذاشتم تا امنیت شما را برقرار کنند فقط شما هروقت خبری شد سریعا بهم خبر بدین بوگه قبول میکنه. فیرات به خانه برمیگرده که خان بابا میگه پرونده ام کامل شده دیگه میتونم برم خودمو معرفی کنم تا منو تبرعه کنی! حاجی به فیرات میگه انگاری یه نفر هم بودا کنار قنبر که میتونه شهادت بده که قنبر گسیو نکشته فیرات میگه خیلی خوبه باید سریعا اون شخصو پیدا کنیم. باریش و ساشا باهم برنامه ریختن تا از کشور خارج بشوند اما از اونجایی که هیچ پولی ندارن تصمیم میگیرن تا به یکی از شعبه های بانک یساری برن و ازشون دزدی کنند. وقتی به اونجا میرسن با اسلحه بهشون حمله میکنند رئیس شعبه بانک دکمه آژیر خطر را میزند که باریش بهش شلیک میکند. مردم تو بانک حسابی می ترسند و جیغ و فریاد می زنند ساشا همه را به گوشه ای جمع می کند. فیرات و دریا تو ماشین هستند که بهشون گزارش دستبرد به بانک را می دهند فیرات از مشخصات متوجه می شود که ساشا و باریش هستند به خاطر همین باهمدیگه به اونجا میروند. مامور های پلیس بانک را زیر نظر می‌گیرند فیرات به باریش زنگ میزند باریش بهش میگه اگه تا نیم ساعت دیگه ماشین ضد گلوله برایم نیاورید همه ی گروگان ها را می کشم.

خبر دستبرد به بانک یساری و گروگان گیری از اخبار پخش می شود. بوگه با دیدن اخبار جا میخورد و از دست این کارهای باریش عصبی میشه همان موقع زاهد به بوگه زنگ میزنه و درباره کارهای باریش باهاش حرف میزنه و عصبی میشه بوگه میگه همه ی این کارها تقصیر خود توعه و تلفنو قطع میکنه. سینیور با دیدن اخبار و مطلع شدن از وضع کنونی باریش حسابی خوشحال میشه رافیع بهش میگه فیرات در تکاپو هستش تا شمارو گیر بندازه سینیور میگه او هیچ مدرکی نداره نمیتونه منو گیر بندازه مجاهد هم کنارشان نشسته و همه حرف هایشان را می شنود. فیرات به چادر پلیس میرود او میخواد وارد بانک بشه. دریا به باریش زنگ میزنه و میگه به جای گروگان‌ها فیرات را بگیرد اما باریش پوزخند میزنه و میگه فیرات اصلاً به درد من نمیخوره همان موقع بوگه تلفن را از دست دریا می گیرد و بهش پیشنهاد میده تا او را به جای گروگان‌ها بگیرد باریش حسابی شوکه میشه. دریا بوگه را به داخل بانک می فرستد. باریش یک زن باردار و رئیس بانک را که مجروح شده نگه می دارد و بقیه را رد میکند سپس با طعنه میگه بوگه به اندازه همه گروگان‌ها با ارزش نیست! بعد از چند دقیقه تک تیراندازها باریش را نشانه گرفتند تا بهش شلیک کنند بوگه متوجه میشه و خودش را جلوی او می اندازد فیرات حسابی عصبانی و کلافه‌ست و با دریا دعوا می کند که چرا بوگه را فرستاده به داخل بانک! باریش بالا سر بوگه میره و با نگرانی حالش را می پرسد بوگه که جلیقه ضد گلوله به تن داشت از سر جایش بلند می شود. باریش نفسی راحت می کشد و او را در آغوش می گیرد سپس عصبانی میشه و با رئیس بانک به بیرون بانک میرود و داد میزنه که اگه تا پنج دقیقه دیگه ماشین ضد گلوله نیاد این مرد خواهد مُرد. دریا وقتی میبینه هیچ راه دیگه ای نداره دستور میده تا ماشین را برایش بیاورند.

بعد از آمدن ماشین باریش به همراه ساشا و زن باردار و رئیس بانک سوار ماشین می شود و از آنجا فرار می‌کنند فیرات کلافه است که دریا میگه به ماشین ردیاب و صلح و هرجا برن می فهمیم قنبر به همراه پاشا و حاجی به محله قدیمی اش میروند آنها به دم در خانه ایبو دوست قنبر همان کسی که می تواند بیگناهی قنبر را ثابت کند می روند آنها ازش می خواهند تا در دادگاه حاضر شود و شهادت بدهد که روز قتل قنبر قاتل نبوده اما ایبو هوشیار نیست و مست هستش. آنها به داخل خانه می روند و تمام تلاششان را می کنند تا او را هوشیار کنند و بتواند حرف بزند. فیرات و دریا ماشین ضد گلوله را در وسط جنگل پیدا میکنند. باریش و ساشا گروگان ها را پیاده کردند و بعد از رها کردن ماشین از آنجا رفتند. فیرات حسابی عصبی می‌شود که دریا میگه نگران نباش هر جور که شده آنها را پیدا می کنم. فیرات به دادگاه می‌رود و منتظر خبر از دریا می ماند باریش و ساشا وسط جنگل هستند. باریش می خواهد به بوگه زنگ بزند اما ساشا جلوشو میگیره و بهش میگه دیگه بسه با عقلت قدم بردار نه با قلبت! سپس به باریش میگه من میرم پاسپورت هامونو میارم سپس سوار موتور می شود و از آن جا میره. رافیع پیش سینیور میره و بهش میگه بوگه قراره فردا به دادگستری بره و اظهاراتش را کتبی تحویل بده سینیور میگه حتماً او منو هم لو میده سپس تصمیم میگیره بره پیشه بوگه و خودش باهاش صحبت کنه…

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس

۰ ۰ آرا

امتیازدهی به مقاله



دسته‌ها
سریال ترکی محکوم سریال ترکیه ای فرهنگ و هنر

خلاصه داستان قسمت ۶۳ سریال ترکی محکوم mahkum به همراه تصویر


در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۶۳ سریال ترکی محکوم را برای علاقمندان به این سریال قرار داده ایم. برای خواندن این قسمت از سریال ما را همراهی کنید. سریال ترکی محکوم سریالی در ژانر اکشن و درام است که به خوبی توانسته خود را در دل بینندگان و منتقدین جا کند. کارگردان این سریال ولکان کوجاتورک (Volkan Kocatürk) است و بازیگرانی چون اونور تونا، اسماعیل حاجی‌اوغلو و سرای کایا در آن بازی می‌کنند. پخش سریال ترکیه ای محکوم از ۱۴ دسامبر ۲۰۲۱ (۲۳ آذر ۱۴۰۰) از شبکه FOX آغاز شده است. سریال محکوم به صورت دوبله فارسی از شنبه تا چهارشنبه ساعت ۲۱ از شبکه mbc persia و تکرارش روز بعد ساعات ۰۹:۰۰ و ۱۶:۴۵ پخش می شود.

خلاصه داستان قسمت ۶۳ سریال ترکی محکوم mahkum به همراه تصویر
قسمت ۶۳ سریال ترکی محکوم

خلاصه داستان قسمت ۶۳ سریال ترکی محکوم

فیرات به پاشا، قنبر، بکیر زنگ میزنه و بهشون میگه برن کامیون حاجی را که تو تصادف با اون بوده ببرن آدرسی که بهشون میگه تا اینجوری دادستان کل را به اونجا بفرسته و بی گناهی حاجی ثابت بشه آنها قبول میکنن. فیرات پیش دادستان کل میره که او به فیرات میگه که نتیجه آزمایش کالبد شکافی اومده و دایی حاجی به خاطر مصرف الکل تقلبی بوده فیرات حق به جانب بهش میگه من که گفته بودم بهتون نمیتونه کار حاجی باشه! سپس باهاش درباره پرونده قتل ابراهیم که افتاده گردن حاجی حرف میزنه و بهش یه آدرس میده و میگه بهتره برین به این آدرس که ماشین ها اونجان. ساشا تو لباس پلیس میره بازداشتگاه و با اسلحه بوگه را تهدید میکنه و میگه که حواست باشه باریشه لو ندی! بوگه عصبی میشه و سروع میکنه با ساسا بحث کردن بعد از چند دقیقه ساشا از اونجا بیرون میره و باریش میاد و با بوگه صحبت میکنه و میگه اصلا نگران نباش من میارمت بیرون. فیرات به اونجا میاد و بیا دیدن باریش عصبی میشه. باریش باهاش کل کل میکنه و برای حرص دادنش صحنه کشته شدن زینب زنش را برایش دوباره یادآوری میکنه بوگه با شنیدن اون حرفا شوکه میشه و حسابی جا میخوره.

فیرات بعد از اینکه باریش را بیرون میکنه پیش بوگه میره و دوباره به خاطر خطرناک بودن باریش بهش گوشزد میکنه بوگه قبول میکنه و میگه باشه من اعتراف میکنم درباره باریش. فیرات خوشحال میشه و او را با خودش به اتاق بازجویی می برد. قبل از اینکه بوگه شروع به صحبت کردن بکنه دادستان کل به فیرات زنگ میزنه و خبر میده آدرسی که داده بودی رفتیم اونجا ولی هیچ ماشینی نبود! فیرات جا میخوره و از اتاق بازجویی بیرون میاد و تعجب میکنه. باریش با دیدن فیرات بهش پوزخند میزنه و فیرات متوجه میشه که زیر سر باریشه. فیرات پیش باریش میره که باریش بهش میگه آزادی بوگه را در قبال آزادی حاجی میخوام. همان موقع یادش میاد که ساشا را فرستاده بود تا بکیر را تعقیب کنه. ساشا میفهمه که بکیر ماشین را کجا برده بوده سپس تو یه فرصت مناسب ماشین را از آنجا جا به جا میکنه و می برد. فیرات به شدت عصبی میشه و ناچار میشه که بوگه را آزاد کند. دادگاه حاجی تشکیل می شود و فیرات با مدارکی که تو دستش داره حاجی را آزاد میکنه. او حسابی خوشحال میشه و مادرش را در آغوش میگیرد. حاجی به خانه خودشان میرود و برای یه جشن کوچیک همه را اونجا دعوت میکند. همگی سر سفره نشستند که یکدفعه سینیور و رافیع به اونجا میرن و کنارشان می نشینند. فیرات باهاش با طعنه و کنایه صحبت میکند و میگه که نمیتونه اونو دستگیر کنه همان موقع دستیار فیرات بهش زنگ میزنه و میگه که دادستان کل بررسی پرونده سینیور را تایید کرده و قراره به جریان بیافتد فیرات سریعا به بهانه پیش آمدن کاری به طرف دادگستری راهی میشه.

بازیش و بوگه به خانه شان رفتن و باریش پاسپورت جعلی که واسه خودشان گرفته را بهش نشون میده و میگه به زودی از اینجا میریم و همه ی این مصیبت هارو پشت سر میزاریم اما بوگه به خاطر چیزهایی که فهمیده درباره باریش منصرف شده و نمیخواد که دیگه باهاش همراه بشه واسه همین نمیدونه باید چیکار کنه. فیرات به اتاق دادستان کل میره و میگه که درخواست تعقیب باریش، ساشا و بوگه را دارد اما دادستان کل قبول نمیکنه و میگه به خاطر اینکه مدام داری از یه پرونده میری تو یه پرونده دیگه کلافه شدم و ازش میخواد تا بس کنه اما فیرات میگه من قصدم دستگیری سر دسته کارتل هستش یعنی سینیور! دادستان کل بهش میگه من حکم تفتیش خانه سینیور را تایید کردم. فیرات به همراه نیروهای پلیس به طرف خانه سینیور راهی میشن. فیرات و مامورها اونجارو میگردن و فیرات موفق میشه تا پرونده خان بابا را پیدا کند در کل فیرات به خاطر پیدا کردن و گیر آوردن اون پرونده به اونجا رفته بود. سینیور که فیرات را زیر نظر داشت متوجه میشه که اون پرونده را پیدا کرده و برداشته به خاطر همین کلافه میشه و استرس می گیرد سپس پنهانی به رافیع میگه باید هرجور که شده فیرات را از بین ببریم فقط حواست باشه که گیر نیوفتی و باید سریع این کار انجام بشه رافیع تایید می کنه….

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس

۰ ۰ آرا

امتیازدهی به مقاله



دسته‌ها
سریال ترکی محکوم سریال ترکیه ای فرهنگ و هنر

خلاصه داستان قسمت ۶۱ سریال ترکی محکوم mahkum به همراه تصویر


در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۶۱ سریال ترکی محکوم را برای علاقمندان به این سریال قرار داده ایم. برای خواندن این قسمت از سریال ما را همراهی کنید. سریال ترکی محکوم سریالی در ژانر اکشن و درام است که به خوبی توانسته خود را در دل بینندگان و منتقدین جا کند. کارگردان این سریال ولکان کوجاتورک (Volkan Kocatürk) است و بازیگرانی چون اونور تونا، اسماعیل حاجی‌اوغلو و سرای کایا در آن بازی می‌کنند. پخش سریال ترکیه ای محکوم از ۱۴ دسامبر ۲۰۲۱ (۲۳ آذر ۱۴۰۰) از شبکه FOX آغاز شده است. سریال محکوم به صورت دوبله فارسی از شنبه تا چهارشنبه ساعت ۲۱ از شبکه mbc persia و تکرارش روز بعد ساعات ۰۹:۰۰ و ۱۶:۴۵ پخش می شود.

خلاصه داستان قسمت ۶۱ سریال ترکی محکوم mahkum به همراه تصویر
قسمت ۶۱ سریال ترکی محکوم

خلاصه داستان قسمت ۶۱ سریال ترکی محکوم

فیرات وقتی به خانه میرسه با حاجی صحبت میکنه و میگه امروز مادرت اومده بود دادگستری اونم فکر میکنه که تو برادرشو کشتی و از این موضوع خیلی ناراحت بود حاجی با شنیدن این حرفا حسابی ناراحت میشه که فیرات سعی میکنه آرومش کنه و دلداریش میده و میگه نگران نباش از این مخمصه نجاتت میدم. بوگه با باریش در خانه شان درباره سفری که میخوان برن صحبت میکنن بکیر که با شنود درحال شنیدن حرف های آنها هست متوجه می شود که قراره فردا بعد از مراسم خیریه از آنجا فرار کنند و برن. بکیر سریعا به فیرات رنگ میزنه و این خبرو بهش میده. فیرات فکرش درگیر میشه و با خان بابا و قنبر صحبت میکند و میگه هرجور که شده باید جلوی فرار کردنشونو بگیریم باید بگردیم و اطلاعاتی درباره ساواش پیدا کنیم و از طریق کارهای غیرقانونی که کرده گیرش بندازیم و دستگیر بشه تا نتونه فرار کنه و جایی بره. باریش به محلی که حدس میزنه ساشا اونجاست میره. وقتی میرسه متوجه میشه که ساشا از دستش ناراحته وقتی ازش میپرسه چیشده؟ ساشا میگه هیچی بالاخره به روزی میرسید که از هم جدا بشیم دارم فکر میکنم بعد از تو چیکار کنم کجا برم چیکار کنم؟! وقتی باریش میپرسه چی داری میگی؟ ساشا میگه بوگه بهم گفت که دارین از اینجا میرین باریش تایید میکنه و بهش یه پاکت میده و میگه اینم دستمزد این همه کاری که واسم کردی ساشا با باز کردن پاکت یه بلیط میبینه که حسابی خوشحال میشه و باریشو در آغوش میگیره باریش میگه فکر کردی من بدون تو جایی میرم؟ ساشا میپرسه پس بوگه چی؟ اون حسابی عصبی میشه! باریش میگه ما خیلی کار کردیم که کسی چیزی نفهمیده از کجا میخواد بفهمه که تو هم میای؟ ساشا ذوق میکنه و او را در آغوش میگیره. فیرات به اتاقش تو دادگستری میره که متوجه یه پاکت رو میزش میشه که از طرف زاهده.

او نامه را باز میکنه که میبینه نوشته به مراسم خیریه بیاد تا مدارکی که واسه گیر انداختن ساواش لازم داره را از اونجا برداره‌. شب تو مراسم خیریه مراسم یادبود تومریس برگزار میشه. بوگه تو لیست خیرین چشمش به اسم فیرات میوفته که پول زیادی هم بخشیده به خیریه و حسابی جا میخوره و موضوع را به باریش میگه او میگه حتما پولی که حاجی برنده شده بودو بخشیده. فیرات با نازلی و بکیر وارد مراسم خیریه میشن از طرفی پاشا پنهانی از در پشتی وارد مراسم شده و به طرف دفتر خیریه میرود. او با احتیاط وارد شده و سعی می کند تا در صندوق را باز کند و مدارک را بردارد. فیرات زاهد را تو سالن میبینه و پیشش میره و میگه چرا من باید دوباره بهت اعتماد کنم؟ زاهد میگه چون اون دفعه سینیور منو تهدید کرد که کاری نکنم اما الان خودم دارم راهی بهت نشون میدم که خودت بتونی باریشو گیر بندازی و من دخالتی نداشته باشم! باریش در غالب ساواش پشت تریبون میره و شروع میکنه به صحبت کردن که دوباره توهم ساواش را میزنه اما اعتنایی نمیکنه. حاجی و قنبر در خانه نشستن ک باهمدیگه در حال نوشیدنی خوردن هستن. حاجی به خاطر اتفاق های اخیر به شدت ناراحته و میگه میخوام برم با مامانم صحبت کنم ماجرارو بهش بگم اما قنبر سعی میکنه نظرشو عوض کنه ولی در آخر حاجی را تایید میکنه و بهش میگه باشه منم میام باهمدیگه بریم. باریش بعد از سخنرانیش میخواد بره سمت دفتر کار خیریه که فیرات متوجه میشه و با هندزفری تو گوشش به پاشا خبر میده. باریش وقتی وارد اتاق میشه زاهد را میبینه که جا میخوره و میپرسه چیشده و اونجا چیکار داره. زاهد با طعنه و کنایه صحبت میکنه.

زاهد میگه تو این خیریه کلی بچه دور و برمون هست و به خوبی تربیتشون کردیم و تحویل جامعه دادیم اما از پس تربیت بچه های خودم بر نیومدم! باریش بهش میگه خیالت راحت بعد از مراسم میرم از اینجا دیگه منو نمیبینی که بخوای حرص بخوری و خجالت بکشی! بعد از رفتن باریش پاشا از پشت دیوار بیرون میاد و در صندوق را باز میکند سپس با برداشتن مدارک از آنجا میره. بوگه در خانه در حال جمع کردن وسایل است که باریش پیشش میره و همدیگرو در آغوش میگیرن. فیرات به دادگستری میره و مدارکی که علیه ساواش هست را بررسی میکنه سپس حکم جلبش را صادر میکند. حاجی پنهانی وارد خانه مادرش می شود سپس با گریه بهش میگه که اشتباه شده و او دایی اش را نکشته ولی انداختن گردنش سپس همدیگرو در آغوش میگیرن و دست مادرش را می بوسد و سریعا از انجا بیرون میزند. فیرات با مامورها به خانه باریش می رود. باریش با دیدن فیرات حسابی عصبی میشه و میگه باز واسه چی اومدی اینجا؟ فیرات حکم جلب را نشون میده و میگه اومدیم بوگه را با خودمون ببریم آنها حسابی شوکه میشن و میگه یعنی چی؟ دلیلش چیه؟ فیرات میگه تو کلانتری همه چیز مشخص میشه باریش سریعا به دنبالشان به طرف کلانتری می رود. وقتی به آنجا میرسن گروه دیگه ای از مامورها حاجی را دستگیر کردن و به اونجا آوردن‌. باریش با دیدن دستگیر شدن حاجی خوشحال میشه و لبخند میزنه از طرفی فیران با دیدن حاجی شوکه شده و با تعجب بهش نگاه میکنه…..

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس

۰ ۰ آرا

امتیازدهی به مقاله



دسته‌ها
سریال ترکی محکوم سریال ترکیه ای فرهنگ و هنر

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس


در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم را مطالعه می کنید با ما همراه باشید. سریال ترکی محکوم Mahkum 2021 از جدیدترین و مهیج‌‌ترین سریالهای ترکی است که مدت زمان زیادی از آغاز پخش آن نمی‌گذرد. محکوم سریالی در ژانر اکشن و درام است که به خوبی توانسته خود را در دل بینندگان و منتقدین جا کند. کارگردان این سریال ولکان کوجاتورک (Volkan Kocatürk) است و بازیگرانی چون اونور تونا، اسماعیل حاجی‌اوغلو و سرای کایا در آن بازی می‌کنند. پخش سریال ترکیه ای محکوم از ۱۴ دسامبر ۲۰۲۱ (۲۳ آذر ۱۴۰۰) از شبکه FOX آغاز شده است. سریال ترکی محکوم از جدیدترین و موفق‌ترین آثار شبکه FOX است. این سریال در واقع اقتباسی از سریال کره‌ای Innocent Defendant محصول سال ۲۰۱۷ است. این سریال اکشن، جنایی و درام به کارگردانی ولکان کوجاتورک از حضور بازیگران بی‌نظیری از جمله؛ اونور تونا، اسماعیل حاجی اوغلو، سرای کایا  هایال کیس اوغلو  ملیکه یالوا، هاکان کارساک، آنیل ایلتر، توگای مرجان، محرم تورکسون  بولنت سیران، رامیز ملاموسا، بولنت دوزگون اوغل، گلچین حاتیلان بهره برده است.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس

خلاصه داستان سریال ترکی محکوم

در خلاصه داستان سریال ترکی Mahkum 2021 آمده که یک دادستان، محکوم به قتل همسر و دخترش است. فیرات بولوت یک دادستان موفق است که زندگی خوبی با همسرش زینب و دخترش نازلی دارد. وی روزی در زندان از خواب بیدار می‌شود بدون اینکه وقایع ۴ ماه گذشته را به یاد داشته باشد. آخرین خاطره فیرات مربوط به شب جشن تولد دخترش است. در عین ناباوری وی درمی‌یابد که به جرم قتل دختر و همسرش محکوم به حبس ابد شده است. اما آیا این قضیه حقیقت دارد؟ دادستان ما چاره‌ای ندارد جز اینکه از زندان فرار کند و خود به دنبال کشف حقیقت باشد. او در این مسیر بار دیگر باید با پرونده یساری‌ها، که آخرین پرونده او به عنوان دادستان بود، روبرو شود.


 

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۵۹ سریال ترکی محکوم

قسمت ۵۹ سریال ترکیه ای محکوم

باریش از دیدن ساواش شوکه میشه. ساواش وارد اتاق هتل میشه و باریش فکر میکنه میخواد به طرفش حمله کنه که از خودش محافظت میکنه و باهاش درگیر میشه. همان موقع فیرات به هتل میرسه. وقتی وارد اتاق میشه باریش را روی زمین می بیند که با خودش درگیره و حسابی جا میخوره…… برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۵۸ سریال ترکی محکوم

قسمت ۵۸ سریال ترکیه ای محکوم

فیرات در خانه پرونده حاجی را باز می کند و به خود حاجی توضیح میده که وقتی فهمیده بود باریش دکتر پزشکی قانونی را کشته بود مجبور بودم یک نفر را قاتل معرفی کنم تا نشون بدم که فقط یک تصادف نبوده بلکه یک جنایت بوده و او هم حاجی را انتخاب کرده بود…… برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۵۷ سریال ترکی محکوم

قسمت ۵۷ سریال ترکیه ای محکوم

ساشا به طرف باریش میره و جلوی خودکشی کردنش را می‌گیرد و بهش میگه خون روی چاقو برای فیرات بوده و تو قرار نیست که به زندان بیفتی و با خوشحالی او را در آغوش می گیرد باریش حسابی شوکه میشه و جا میخوره. فیرات در دادگستری با دیدن برگه پزشکی قانونی به شدت شوکه شده…… برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۵۶ سریال ترکی محکوم

قسمت ۵۶ سریال ترکیه ای محکوم

ساشا در خانه‌اش بسته های سم را که قبلاً با باریش خرید بودند تا در مواقع لزوم ازش استفاده کنند تا با همدیگه خودشان را بکشند باز می کند اما متوجه میشه که اون بسته ها خالیه ساشا تعجب میکنه و با ترس و استرس به طرف خانه باریش می رود….. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۵۵ سریال ترکی محکوم

قسمت ۵۵ سریال ترکیه ای محکوم

پلیس ها زاهد را با خودشان به کلانتری میبرند باریش از دستگیری زاهد حسابی خوشحال میشه. پاشا و حاجی پیش مجاهد میرن و او را تهدید می‌کنند که اگه بهمون گزارش‌های خانه سینیور را ندی و نگی که اونجا چه خبره و کی قراره باریش به اونجا بره و مدارک را بگیره ما هم تو رو لو میدیم به….. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۵۴ سریال ترکی محکوم

قسمت ۵۴ سریال ترکیه ای محکوم

فیرات خودش را پیش دوستانش می رساند و از آنجا فرار می کنند سپس به طرف محلی خلوت میروند پاشا پوسترهای شرکت یساری را که از خانه ساشا برداشته بود به حاجی میده و میگه برای رد گم کنی بچسبونیم روی ون اینجوری بهتره. گلوله هنوز تو شانه خان باباست فیرات میگه باید سریعاً گلوله را در بیاریم….. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۵۳ سریال ترکی محکوم

قسمت ۵۳ سریال ترکیه ای محکوم

فیرات تو ماشین به یادگار فکر میکنه که چیکار میتونسته داشته باشه با سینیور جزء همکاری به خاطر همین ماجراهای اخیر را برای خودش یادآوری میکنه و به این فکر میکنه که یادگار از تمام کارها و نقشه های شان با خبر بوده. در گذشته؛ تابستان همان سال یادگار سینیور رفته….. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۵۲ سریال ترکیه ای محکوم

قسمت ۵۲ سریال ترکیه ای محکوم

سینیور شب به باریش میگه تا پیشش بره. وقتی باریش به اونجا میرسه سینیور مرگ خواهرش را بهش تسلیت میگه و ادامه میده که چیزی که باعث مرگ خواهرت شد عشق بود! عشقی که زاهد به مادر جمره داشت و اگه به خاطر عشق زاهد باعث مرگ مادر جمره نمیشد الان اونم زنده بود….. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۵۱ سریال ترکی محکوم

قسمت ۵۱ سریال ترکیه ای محکوم

حاجی با بکیر فیلمی که از آن پسرها گرفته بودند را در میخانه نگاه می کنن آنها در آن فیلم تو یک لحظه باریش را در کوچه می بینند و ازش عکس می گیرند سپس برای فیرات ارسال می کنند. فیرات با عصبانیت و کلافگی به دریا میگه نازان اصلا حقیقتو نگفت حتماً یساری ها رفتند پیشش و او را تهدید کردند…… برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس

قسمت ۵۰ سریال ترکیه ای محکوم

حاجی که تو ماشین در کوچه کناری منتظرشون هست از ماشین پیاده میشه تا پیش فیرات بره اما همان موقع ساشا را میبیند که در حال دویدن و فرار کردن است و تعجب میکنه……. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۴۹ سریال ترکی محکوم

قسمت ۴۹ سریال ترکیه ای محکوم

فیرات به همراه جمره به میخانه می روند وقتی به آنجا می رسند طاهر را آنجا می بینند که با نازلی در حال بازی کردن است فیرات به شدت عصبانی میشه و طاهر بهش میگه……. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۴۸ سریال ترکی محکوم

قسمت ۴۸ سریال ترکیه ای محکوم

باریش به خانه ی ساشا میرود. ساشا در خانه اش پاشا را دست و پایش را بسته و نگهش داشته و وقتی باریش به اونجا میرسه ازش میخواد تا با خط خودش بهش زنگ بزنه تا ساشا او را ردیابی کنه، پاشا به ناچار به فیرات زنگ میزنه و ساشا بعد از پیدا کردن موقعیت مکانی او با باریش به اونجا میرن……. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۴۷ سریال ترکی محکوم

قسمت ۴۷ سریال ترکیه ای محکوم

باریش و فیرات با دیدن بچه ها و اون فیلم تهدیدآمیز سریعا شیشه اتاقک را میشکنند و بچه ها را از آنجا به بیرون میبرند. نازلی وقتی از خواب بیدار میشه فیرات پدرش را میبینه و فیرات از اینکه بالاخره بعد از این همه مدت و سختی کشیدن نازلی پیش خودش است خوشحاله…… برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۴۶ سریال ترکی محکوم

قسمت ۴۶ سریال ترکیه ای محکوم

خان بابا پیش جمره میره و درباره کشته شدن خواهر کوچک جمره باهاش صحبت میکنه جمره جا میخوره و بهش میگه من اصلا خواهر کوچکی ندارم و اصلا امکان نداره که شما قاتل باشین! خان بابا میگه ولی من دختر مادرت را کشتم! جمره میگه این درست نیست باهمدیگه پیش خاله ام میریم تا درباره این موضوع باهم حرف بزنیم‌…… برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۴۵ سریال ترکی محکوم

قسمت ۴۵ سریال ترکیه ای محکوم

فیرات و باریش با افرادشان یک جا قرار می گذارند تا درباره پیدا کردن مدرک علیه سینیور صحبت کنند. فیرات بهشون میگه نجیب فردی است که بمب ها را به اون مرد داده بود تا به خودش وصل کنه سپس به قنبر و حاجی میگه شما برین به حمام عمومی جایی که معامله هایش را انجام میدهد…… برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس

قسمت ۴۴ سریال ترکیه ای محکوم

فیرات که نتوانست بمب را خنثی کند به همراه دوستانش و باریش بوگه و ساشا از آنجا فرار می کنند. اما قبلش موفق شدند تا تمام کسانی که در آن عمارت بودن را نجات بدن. سینیور از دور با دوربین آنها را نگاه می کند و حسابی عصبانی میشه وقتی می بیند که تمام افراد درون عمارت به جز خانواده سعدالله نجات پیدا کردن…… برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۴۳ سریال ترکی محکوم

قسمت ۴۳ سریال ترکیه ای محکوم

ساشا به همراه پاشا آنجا را می گردند و دریچه ای در راهرو پیدا میکنند که درش قفله با باز کردن در آن دریچه صندوقی را آنجا می بینند و با دیدن وسایل قیمتی در آن صندوق حسابی خوشحال می شوند چون چیزی که می خواستند را پیدا کردند….. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۴۲ سریال ترکی محکوم

قسمت ۴۲ سریال ترکیه ای محکوم

سینیور وقتی با فیرات تنها میشه بهش میگه مشکلت با ساواش چیه؟ فیرات بهش میگه این یک خصومت شخصی بین ماست سینیور ازش میخواد تا درباره اش حرف بزنه فیرات بهش میگه درباره کارتل های آنها یه چیزهایی میدونستم و چند تا مدرک هم پیدا کرده بود بعد با خانواده یساری ها آشنا شدم از اونجا هم…. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۴۱ سریال ترکی محکوم

قسمت ۴۱ سریال ترکیه ای محکوم

ساشا وقتی به هوش میاد چیزی به یاد نمیاره و به دنبال باریش میگرده اما نمیبینتش همان موقع بوگه باهاش تماس میگیره و سراغ باریش را ازش میگیره ساشا بهش میگه که من خبری ندارم بیهوش شده بودم وقتی به هوش اومدم کسی اینجا نبود سپس او به پایین میره و عینک باریش را اونجا پیدا میکنه و نگران حال باریش میشه…. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۴۰ سریال ترکی محکوم

قسمت ۴۰ سریال ترکیه ای محکوم

سینیور در حیاط خانه‌اش در حال تیر و کمان بازی کردن هست.رفیع پیشش میره و میگه هنوز موفق نشده فیرات را پیدا کند سینیور بهش میگه رفتار ساواش خیلی تغییر کرده و مثل قبل نیست خیلی سرده و ذهنش را درگیر کرده از طرفی دیگه رفیع میگه فیرات از زندان فرار کرده و اگه از پروژه جدید شما خبر داشته باشه آنها تو دردسر می افتند…. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۳۹ سریال ترکی محکوم

قسمت ۳۹ سریال ترکیه ای محکوم

جمره برای دیدن فیرات به طرف میخانه میره. وقتی به اونجا میرسه درباره بهم ریختگی خانه و مشکوک بودن به خاله اش با فیرات صحبت میکنه…… برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۳۸ سریال ترکی محکوم

قسمت ۳۸ سریال ترکیه ای محکوم

ساشا نگهبان پارک را به همراه خودش به خانه می برد و او را شکنجه می دهد و میگه چه کسی چاقو را برداشته؟ نگهبان میگه من اونجا نبودم نمیدونم رفته بودم ناهار بخورم! باریش عصبانی میشه و میخواد او را بکشد اما ساشا جلویش را می‌گیرد و ازش میخواد تا به اعصاب خودش مسلط باشه…… برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۳۷ سریال ترکی محکوم

قسمت ۳۷ سریال ترکیه ای محکوم

فیرات وقتی باریش را در مهمانی می بیند عصبانی میشه و با خودش میگه حتماً او هم متوجه شده که چاقو اینجاست سپس استرس می گیرد  که یک وقت باریش چاقو را زودتر از او پیدا نکند! خواهر آلپر پیش فیرات میره و با همدیگه گرم صحبت می شوند فیرات بحث را به سمت عروسک و کلکسیون آلپر می برد…… برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۳۶ سریال ترکی محکوم

قسمت ۳۶ سریال ترکیه ای محکوم

طاهر جمره را صدا میزند تا به اتاقش برود طاهر به جمره میگه خانواده یساری ازت شکایت کردن مثل اینکه تو پرونده پدرت زیادی سرک کشیدی جمره اصلاً به حرفش اعتنایی نمی کند و حتی خوشحال هم میشه طاهر بهش میگه اطلاعات زیادی هست درباره پرونده پدرت…… برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۳۵ سریال ترکی محکوم

قسمت ۳۵ سریال ترکیه ای محکوم

باریش به فیرات میگه اگه کیفو بهم ندی به زندان برمیگردی و جان دخترت نازلی هم به خطر می‌افتد پس بهتر چاقو را به من بدی! فیرات به باریش میگه اینو بدون که اگه من به زندان برگردم چاقو را به دادستان تحویل میدم و تو را هم میکشم تو زندان!…… برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۳۴ سریال ترکی محکوم

قسمت ۳۴ سریال ترکیه ای محکوم

در مسیر رفتن به محله فیرات، او به یاد می آورد که چاقو را داخل یک عمارت انداخته بود آن ها وقتی به اونجا میرن عمارت را پیدا میکند. فیرات جلوی عمارت میره و روی تابلو می خواند که نوشته این عمارت متعلق به یساری‌ست، او حسابی تعجب میکنه!…… برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۳۳ سریال ترکی محکوم

قسمت ۳۳ سریال ترکیه ای محکوم

فردای آن روز همگی خواب هستند، خان بابا بیدار شده و از اخبار خبر فرار کردن خودشان را می بیند. از بازرسی کل به مدیر زندان زنگ میزنند و او را برای اینکه تعدادی از زندانی هاش فرار کردن بازخواست میکند. مدیر زندان مدام دلیل و توجیه می آورد تا خودش را تبرئه کند…… برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۳۲ سریال ترکی محکوم

قسمت ۳۲ سریال ترکیه ای محکوم

فیرات به همراه پاشا، قنبر، حاجی و خان بابا پشت کامیون پنهان شدند و از این که نقشه شان به خوبی همان جوری که میخواستن عملی شده و موفق شدند که فرار کنند خوشحالن. فیرات یادش میاد که در زندان بعد از خواندن پرونده خان بابا در بایگانی پیشش میره و بهش میگه من اصلاً باور نمیکنم…… برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۳۱ سریال ترکی محکوم

قسمت ۳۱ سریال ترکیه ای محکوم

یکی از زندانی ها به نام بربو پیش فیرات و دار و دسته اش می رود و میگه نقشه تان درباره شورش چیه؟ فیرات بهش میگه ما قصد شورش کردن نداریم و راه ما از شماها جداست سپس ازش می خواد تا او هم از شورش دست بردارد و بهش میگه در عوض ما هم بهت کمک می‌کنیم تا باهامون فرار کنی…… برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۳۰ سریال ترکی محکوم

قسمت ۳۰ سریال ترکیه ای محکوم

فیرات در تونل در حال کندن دیوار کاذب هست و قنبر در انبار کشیک میدهد همان موقع مجاهد به اونجا میره فیرات میخواد از تونل بیرون بیاد و به در دریچه میزند مجاهد صدا را میشنود و به دنبال منبع صدا میگرده و قنبر موفق نمیشه که حواسش را پرت کند……. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۲۹ سریال ترکی محکوم

قسمت ۲۹ سریال ترکیه ای محکوم

جیدا به اتاق زاهد میره و بهش خبر میده که یک نفر اومده و میخواد او را ببینه سپس از رفتارهای مشکوک و غیر عادی ساواش بهش میگه. جیدا به زاهد میگه که تازگی ها ساواش خیلی عجیب رفتار میکنه مدام وسایلش را گم میکنه و نمیدونه که چیو کجا گذاشته و یک دفعه رئیس بخش حقوقی را عوض کرده!…… برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۲۸ سریال ترکی محکوم

قسمت ۲۸ سریال ترکیه ای محکوم

باریش در وضعیت خیلی بدی قرار گرفته چون باید بین بوگه و ساشا یک نفر را انتخاب کنه باریش به خاطر می‌آورد که ۶ سال پیش ساشا بالای یک ساختمان توسط صاحب کارش در حال کتک خوردن بود که باریش به اونجا میره و او را نجات میدهد و از همانجا با همدیگه آشنا شدن…… برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۲۷ سریال ترکی محکوم

قسمت ۲۷ سریال ترکیه ای محکوم

طاهر به ملاقات فیرات می‌رود و میخواد بدون اینکه مشکل ساواش با او چیه! فیرات در جواب میگه ساواش آدم خطرناکیه دیر یا زود حقایق برملا میشه و خودت همه چیز را میفهمی و چیز خاصی بهش نمیگه. باریش وقتی به شرکت میره از دیدن جمره در شرکت تعجب میکنه و جا میخوره…. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۲۶ سریال ترکی محکوم

قسمت ۲۶ سریال ترکیه ای محکوم

دادستان ارول به زاهد زنگ میزنه و ازش میخواد تا به اونجا بیاد و تومریس را با خودش ببرد. تومریس با دیدن زاهد دست جمره را میگیره و ازش میخواد تا تنهاش نزاره و اونم باهاش بیاد که جمره قبول میکنه. قنبر و پاشا در حیاط زندان باهمدیگه دعوایشان می شود….. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۲۵ سریال ترکی محکوم

قسمت ۲۵ سریال ترکیه ای محکوم

فیرات برای اینکه باریش بهش شک نکنه با نازلی صحبت میکنه تا برای یه مدتی پیش باریش بمونه و نازلی را به او می‌دهد باریش با نازلی از اونجا میرکی فیرات از عصبانیت فریاد میزنه باریش و ساشا از اینکه دوباره تونست نازلی را بگیرند حسابی خوشحالت و با همدیگه جشن می گیرند و نوشیدنی می خورند….. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۲۴ سریال ترکی محکوم

قسمت ۲۴ سریال ترکیه ای محکوم

مدیر زندان برای سر زدن به فیرات به بیمارستان میرود بکیر با دیدن او تلاششو میکنه تا جلوی رفتنش به اتاق را بگیرد اما موفق نمی شود مدیر زندان وقتی میبینه فیرات در اتاقش نیز بکیر را سرزنش و بازخواست می کند که چرا به قاتل خواهرش کمک کرده!….. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۲۳ سریال ترکی محکوم

قسمت ۲۳ سریال ترکیه ای محکوم

جمره فیرات را به خانه خودش برده او در خانه خوابیده که جمره به بیرون رفته تا برای او لباس بخرد وقتی به خانه برمی گرده میبینه که فیرات از خواب بیدار شده و کمکش می کند تا لباس هایش را بپوشد. فیرات واسش سوال شده که چرا جمره انقدر بهش کمک میکنه و پرونده‌اش واسش مهمه!….. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۲۲ سریال ترکی محکوم

قسمت ۲۲ سریال ترکیه ای محکوم

فیرات با دیدن نازلی خوشحال می‌شود و او را در آغوش می گیرد بعد از چند دقیقه علی به اتاق نازلی میره که فیرات را آنجا میبینه فیرات با عصبانیت به علی میگه بعدا باید حساب این کارتو پس بدی! علی با ناراحتی و پشیمانی بهش میگه من فقط این کارو برای زنده ماندن و حفاظت از خواهرم انجام دادم….. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۲۱ سریال ترکی محکوم

قسمت ۲۱ سریال ترکیه ای محکوم

رئیس زندان به خاطر حرف هایی که فیرات در حیاط درباره باریش و ساواش زده بود ذهنش درگیر میشود وقتی به اتاقش میرود شروع به تحقیق کردن درباره پرونده ساواش می کند…… برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۲۰ سریال ترکی محکوم

قسمت ۲۰ سریال ترکیه ای محکوم

بوگه به زندان برای ملاقات باریش میره بهش میگه یک مرد اومده بود پیشم و سراغ فردارو ازم میگرفت سپس بهش میگه که ترسیده و استرس دارد، باریش او را آرام میکند و میگه خیالت راحت باشه هیچ کسی نمیتونه به تو صدمه بزنه زنگ میزنم و امنیت خانه را بالا میبرم خودمم به زودی آزاد میشم!….. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۱۹ سریال ترکی محکوم

قسمت ۱۹ سریال ترکیه ای محکوم

شب حادثه زینب در سرویس بهداشتی است که علی پنهانی وارد خانه می‌شود و نازلی را که در خواب است با خودش می برد. زینب وقتی به سالن میره ساشا از پشت اسلحه رو سرش میزاره و تهدیدش می کند، سپس باریش روبه رویش قرار می‌گیرد و از اذیت کردن های فیرات بهش میگه…. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۱۸ سریال ترکی محکوم

قسمت ۱۸ سریال ترکیه ای محکوم

فردای روز بعد وقتی همه از خواب بیدار می شوند مامورها سرشماری را شروع می کنند‌ سپس از طرف باریش و وسایلی برای آنها می آورد زندانی ها خوشحال می شوند و از باریش تشکر می کند. بعد از چند دقیقه به باریش اطلاع می دهند که ملاقاتی دارد….. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۱۷ سریال ترکی محکوم

قسمت ۱۷ سریال ترکیه ای محکوم

پاشا و فیرات که در پشت کامیون پنهان شدن بعد از مدتی سردشون میشه اما چاره ای ندارد جز صبر کردن کامیون به طرف مرکز زندان بعدی حرکت می کنه….. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۱۶ سریال ترکی محکوم

قسمت ۱۶ سریال ترکیه ای محکوم

فردای روز قتل پلیس ها به خانه فیرات میرن تا آنجا را بررسی کنند تو راهرو علی را می بینند و ازش درباره اتفاق دیشب سوال میپرسن علی بهشون میگه من دیشب از سروصدا فهمیدم که دعوای خانوادگی تو خونه اتفاق افتاده اما خودمو دخالت ندادم و به خانه ام رفتم……. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۱۵ سریال ترکی محکوم

قسمت ۱۵ سریال ترکیه ای محکوم

باریش به خانه ساشا میره و باهاش دعوا می کند که چطور گذاشته یه پسر ۱۸ ساله از دستش در بره و فرار کنه. ساشا بهش میگه همان روزی که علی از زندان آزاد شد رفت به بیمارستان و……. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۱۴ سریال ترکی محکوم

قسمت ۱۴ سریال ترکیه ای محکوم

مادر زینب و بکیر به خاطر شوک عصبی که بهش دست داده بود در بیمارستان بستری شده. فیرات در زندان به مشخصات علی که در پرونده اش نوشته است نگاه می کند و به یاد می‌آورد که علی متولد سال ۲۰۰۳ هستش و یک خواهر به نام الیف داره که دچار نارسایی کلیه هستش و در بیمارستان بستریه…….. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۱۳ سریال ترکی محکوم

قسمت ۱۳ سریال ترکیه ای محکوم

فیرات با شنیدن این قضیه حسابی شوکه میشه و از روی صندلی پایین می آید او با ناباوری میگه تو دیگه کی هستی؟ تو با خانواده من چیکار کردی؟ و به طرفش حمله میکنه و با صدای بلند چند بار ازش میپرسه کی هست و چیکار کرده اما علی هیچ جوابی ندارد تا بهش بده……. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس

قسمت ۱۲ سریال ترکیه ای محکوم

نگهبان زندان حاجی و فیرات را به حیاط می برد تا دیوارهای آنجا را رنگ کنند. حاجی از فیرات میپرسه که چه چیزهایی یادش اومده سپس نقاشی ماهی را روی دیوار می کشد و بهش میگه همچین طرحیو تو انفرادی کشیده بودی فیرات تعجب می کند و تو فکر فرو میره و به یاد می آورد…… برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۱۱ سریال ترکی محکوم

قسمت ۱۱ سریال ترکیه ای محکوم

فیرات از مادر زنش می پرسد که چرا واسش پول واریز میکنه مادر زینب بهش میگه تو مراسم خاکسپاری دخترم آروم در گوشم گفتی که مبادا خانه را تمیز کنیم! سپس بهش میگه که من باور ندارم که تو همچین کاری کرده باشی فیرات از حرف خودش به مادر زینب تو فکر فرو میره و تعجب می کنه……. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۱۰ سریال ترکی محکوم

قسمت ۱۰ سریال ترکیه ای محکوم

جمره پیش یک روانشناس میره تا درباره اینکه چه چیزهایی کمک می‌کند تا حافظه فیرات هرچه سریعتر برگردد ازش بپرسد. دکتر بهش میگه باید بیشتر با وسایل و مکان هایی که قبلاً در آنجا رفت و آمد می کرده بره و با آنها روبرو بشه تا بتواند به خاطر بیاورد……. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۹ سریال ترکی محکوم

قسمت ۹ سریال ترکیه ای محکوم

رئیس زندان پیش بکیر میره و بهش میگه که اگه بفهمم به فیرات کمک کردی تو بد دردسری میافتی. تو حیاط زندان فیرات پیش حاجی میره و بهش میگه که روی زمین چه نوشته هایی بود حاجی بهش میگه نوشته بود زنگ در و بقیه اش را بهت نمیگم کم کم بهت میگم فیرات از این کار حاجی عصبی میشه…… برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۸ سریال ترکی محکوم

قسمت ۸ سریال ترکیه ای محکوم

باریش و ساشا در حال تمرین شمشیربازی در خانه هستند باریش کلافه میشه و به ساشا میگه آخرسر زاهد متوجه میشه که من ساواش نیستم اونم از طرز شمشیر بازی کردنم! ساشا ازش میخواد تا به جای غر زدن و وقت تلف کردن بچسبه به تمرین…… برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۷ سریال ترکی محکوم

قسمت ۷ سریال ترکیه ای محکوم

فیرات در شب حادثه در حالی که عکسی تو دستش داره با عصبانیت سر زینب فریاد میکشه و میگه تو بعد از این همه سال زندگی مشترک به من خیانت کردی! سپس با چاقو بالای سر زینب که غرق خون روی زمین افتاده می نشیند. فیرات در زندان نشسته و در حال خواندن پرونده خودش هست….. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس

قسمت ۶ سریال ترکیه ای محکوم

باریش به طرف ساختمان تاسیسات فرار می کند و به دنبال او می رود و او را در همان جا گیر می‌اندازد. فیرات به باریش میگه که دیگه همه چیز تموم شده و فهمیده که باریش هست نه ساواش….. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۵ سریال ترکی محکوم

قسمت ۵ سریال ترکیه ای محکوم

در گذشته؛ فیرات در حمام نشسته و با چاقو روی بدنش نوشته ای را هک میکند. دکتر ها علی رغم تمام تلاش هایی که کردن موفق نمیشن تا ساواش را به زندگی برگرداند در نهایت ساواش یساری می میرد. باریش در نقش ساواش گریه میکند و خودش را ناراحت نشان می دهد فیرات که به این موضوع شک کرده…… برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۴ سریال ترکی محکوم

قسمت ۴ سریال ترکیه ای محکوم

در گذشته؛ فیرات در حمام نشسته و با چاقو روی بدنش نوشته ای را هک میکند. دکتر ها علی رغم تمام تلاش هایی که کردن موفق نمیشن تا ساواش را به زندگی برگرداند در نهایت ساواش یساری می میرد. باریش در نقش ساواش گریه میکند و خودش را ناراحت نشان می دهد فیرات که به این موضوع شک کرده…… برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۳ سریال ترکی محکوم

قسمت ۳ سریال ترکیه ای محکوم

ساواش با ضربه‌ای که باریش به سرش زده بود روی زمین می‌افتد و نمیتونه تکان بخورد باریش کنارش می نشیند و خاطره از دوران کودکی برای او تعریف میکنه و میگه یادته یک روز تو باغ رفته بودیم و تو ازم خواستی تا برم بالای درخت و سیب واست بچینم؟…… برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۲ سریال ترکی محکوم

قسمت ۲ سریال ترکیه ای محکوم

فیرات در انفرادی چشمش به زخم روی پایش می افتد و با یادآوری آخرین روزی که تو ذهنش داره چیزی به یادش نمیاره که باعث شده باشه اونو توی انفرادی بندازند سپس با یادآوری حرف همکارش که باعث مرگ زن و بچه اش شده وحشت می کنه و نمیدونه که ماجرا از چه قراره…… برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس
قسمت ۱ سریال ترکی محکوم

قسمت ۱ سریال ترکیه ای محکوم

تمام ماشین های پلیس دنبال زندانی میگردن که از زندان فرار کرده. فیرات که همان زندانی هست خودشو از تو جنگل به جاده میرسونه و رو زمین میشینه. در زمان های گذشته؛ فیرات در خانه خود در حال آماده شدن است که به سر کار بره….. برای خواندن ادامه مطلب روی تیتر کلیک کنید.

۰ ۰ آرا

امتیازدهی به مقاله